X
تبلیغات
بربت نواز - ویژه‏نامه استاد «حسین بهروزی‏نیا» - بخش پایانی

بربت نواز

گاه نویس های یک بربت نواز

 پژوهشگر- بهروزی نیا

علی پژوهشگر - حسین بهروزی‏نیا

  • استاد، خیلی ممنون. می‏دونم که خیلی کمک می‏کنه به علاقه‏مندان و هنرجویان بربت این سخنان شما. اگر اجازه بدین، بریم سراغ یه بحث چالشی بربت‏نوازی امروز. اون هم بحث بربت‏هایی هست با کاسه‏ی کوچک‏تر و طول فینگربورد بلندتر. یا همون منطقه‏ی انگشت‏گذاری، نمی‏خوام بگم طول دسته یا طول سیمِ بلندتر، چون که طول سیم در واقع تغییری نکرده. نظرتون رو می‏خوام در این مورد بدونم. چون که این بحثی هست که در مراکز دانشگاهی هم راجع بهش صحبت شده. خیلی‏ها مخالف هستن با این موضوع و می‏خوام بدونم که شما خودتون نظرتون چیه و اگر صحبتی دارین که ناگفته بوده در این زمینه، بفرمایین.

من تشکر می‏کنم که شما دارین این سوال رو می‏کنین. ببینین من وقتی که این ساز رو شروع کردم، همون جوری که گفتم، با تاریخچه‏ی این ساز آشنا شدم، از زبان خود آقای نریمان و تصمیم گرفتم، با همون سنِ کمم، تا اونجا که می‏تونم هم تحقیق بکنم و هم روی اجراش، روی اجرای ایرانی این ساز کار بکنم. خُُب اجرا کردن برام، چون می‏دونستم خیلی این ساز نسبت به سازهای دیگه عقبه، در اهمیت بیشتری قرار داشت. شروع کردم به تمرین کردن و قطعات مختلف رو زدن. همین که می‏اومدم جلو، یک روزی برای ساز من یه اتفاقی پیش اومد، یه مشکلی پیش اومد که سیمش خوب نمی‏خوند. یه سازِ نریمان خیلی خوب بود این ساز که در واقع من قطعات «کوهستان» رو هم با همون ساز زده بودم. با یکی دو نفر صحبت کردم و راه پیدا کردم به منزل آقای قنبری‏مهر که شاید ایشون بتونن مشکل این ساز من رو برطرف کنن. در گوشه‏‏ی کارگاه ایشون، چشم من سازی رو گرفت که عجیب غریب بود. شبیه ساز خودمون بود ولی کاسه کوچکتر و دسته بلندتر. پرسیدم این ساز چیه، ایشون گفتن که من این رو به عنوان بربت قدیم ایران درست کردم. گفتم یعنی چی؟ گفتن از روی نقاشی‏ها و تحقیقاتی که کردیم ما تونستیم یه نمونه از این ساز رو بسازیم. پیگیری هم نمی‏خواستن بکنن، به عنوان یک نمونه ساخته بودن. گفتم من می‏تونم یه نگاهی بکنم، ایشون گفتن بله. من دستی به ساز زدم و با آقای قنبری‏مهر یه خرده بیشتر راجع به این ساز صحبت کردم و نظر ایشون هم این بود که هنرمندِ ایرانی که ساز می‏ساخته، هیچ وقت اینقدر بدسلیقه نبوده. شما اگه تمام هنرهای ایرانی رو نگاه بکنین، ظرافت توش پدیداره. هنر خط‏مون، نقاشی‏مون، مینیاتور، هر چی نگاه می‏کنی با ظرافت کار شده. سازهامون هم که نگاه می‏کنیم، ساز سنتورِ، تارِ، سه‏تارِ، نیِ، کمانچه‏ست. به نظر ایشون هیچ وقت سازهای ما اونقدر بزرگ و زمخت نبوده. یادمه که می‏گفتن من یه کنسرتی رفتم، اسم یه نوازنده‎ی رو بردن، که وقتی من دیدم این نوازنده داره عود می‏زنه تنها چیزی که بود یه سری بالای یه ساز قرار گرفته بود، یعنی اینقدر بدنه‏ی این ساز بزرگه. خُب ایشون تحقیق کرده بودن با نقاشی‏هایی که به دست آورده بودن و متوجه شده بودن که ممکنه که ساز قدیم ایران کاسه‏‏ای کوچکتر داشته باشه. من خودم خُب هم سفر می‏رفتم، هم کتاب‏های مختلف که نگاه می‏کردم، متوجه شدم که عود، اگر نگیم که تنها اندازه‏ای که بوده، کوچکتر بوده، یعنی همین سازی که الان من دارم می‏زنم، اندازه‏های مختلفی داشته. خُب اسمش هم ما می‏گفتیم بربت در قدیم، حالا بعضی‏ها می‏گن باربد، بربد، اسم‏های دیگه‏ای هم که داشته، که رود و کران و این‏ها می‏گفتن، حالا رسیده بوده به بربت. خُب، من نگاه کردم دیدم در لوتِ اروپایی‏ها هم اندازه‏هایی که داشتن، تقریبا شبیه اندازه‏ا‏ی‏ست که کاسه‏ی کوچکتر بربت ما الان داره، که من عکس‏هاش رو هم یکی دو تاش رو توی وب‏سایت‏های مختلف و وب‏سایت خودم گذاشتم و اتفاقا عود عرب‏ها رو هم، که عود قدیمی عرب‏ها هست رو هم پیدا کردم که کاسه کوچک بوده اصلا. لوت اروپایی شما نگاه بکنین، اکثرا می‏بینین کاسه کوچکه، دسته بلنده و رفته‏رفته این ساز سیم‏هاش در اروپا بیشتر شده و تکنیک نوازندگیش اصلا متفاوت شده. عرب‏ها این ساز رو نه تنها اسمش رو عوض کردن، اومدن به خاطر اینکه صدای بمی داشتن، کاسه‏ی این ساز رو بزرگ‏تر کردن، رفته‏رفته این ساز به این شکلی شده که الان به عود معروف هست  و درخیلی از کشورهای دنیا با قالب‏های مختلف رایج هست. همون عود رو با اون سایز سیم، کاسه یه خرده کوچکتر یا یه خرده بزرگتر ساختن ولی هیچوقت با دسته‏ی بلند و کاسه‏ی کوچک نبوده. در واقع این تنها نمونه‏ای هست که آقای قنبری ساخته بود و شما می‏ببینید که یه هنرجو هم که می‏خواد این ساز رو دست بگیره، راحت‏تر تو دست می‏گیره برای اجرا. البته من فکر می‏کنم از خود شما، یه لینکی رو برای من فرستاده بودن که شما یه مصاحبه‏ای کرده بودین. در اونجا شما گفته بودین که اگر ما الان به یه جایی رسیدیم و به این موقعیت فعلی عود رسیدیم و الان این هست، چرا ما بریم برگردیم به چندین سال پیش، هزار سال پیش، بگیم که سازی که هزار سال پیش، دوهزار سال پیش داشتیم، حالا می‏خوایم بیاریم و دوباره رو کنیم. ولی جای صحبت اینجاست، اگر ما یه چیزی رو داشتیم که از دست دادیم و الان چیزی که داریم از نظر امکانات اجرایی کمتر هست، خُب، بله، ما باید همون قدیمیه رو بیاریم که امکانات بیشتری داشته و اجراش بکنیم ولی اگر اون چیزی که قدیم داشتیم، اون سازی که در قدیم داشتیم امکاناتش کم بوده و الان ما بیشتر داریم، بعله، اون وقت حرف شما درسته.

 

بهروزی نیا- قنبری مهر

حسین بهروزی‏نیا - استاد قنبری مهر

 

  • استاد، اینجا یه بحثی پیش می‏آد، اونم اینه که خُب خیلی‏ها معتقدند، حالا من خودم هم قطعا به این موضوع معتقد هستم اما از جانب خودم دوست ندارم این رو با شما مطرح کنم. اساتیدی که در زمینه‏ی موزیکولوژی (موسیقی شناسی) در دانشگاه درس می‏دن معتقدن خانواده‏ی عود یه خانواده‏ی بزرگ‏تری هست از این چیزی که ما می‏گیم. مثلا، عودهای دسته بلند، عودهای دسته کوتاه. یا اصلا معتقد هستن که این روایت، روایت درستی نیست که ما بیایم معتقد باشیم در زمان قدیم کاسه کوچک‏تر بوده و این کاسه رو عرب‏ها بزرگ‏ کردن. یک چیزهایی هست، داشته‏های خودمونه و شاید به وسیله‏ی فرهنگ ما وارد موسیقی عربی شده، مثل تمامِ ردیفی که از موسیقی ما با همون اسم‏هاش هنوز در موسیقی عربی ماندگاره و خُب نمی‏تونیم بگیم این مالِ عرب‏هاست. همون موسیقی ما بوده و شما قطعا بهتر از من می‎دونید که الان در دست عرب‏ها امانته. من اگر اون صحبت رو کردم که شما محبت کردین و شنیدین، منظورم این هستش که ما عقبگرد که نمی‏خواهیم بکنیم، اگر مثلا یه خلاقیتی وجود داره مثل شورانگیز که روایتی هست که می‏گن استاد تجویدی طرحش رو دادن و استاد علیزاده معرفیش کردن، خُب چه بهتر. این نقد رو واقعا در مورد شما انجام می‏دم که اگر استاد بهروزی‏نیا می‏خواست یک کاری انجام بده، چه بهتر بود می‏اومد می‏گفت من یک طرح نو زدم. به نظر من شخصا، که شما رو دوست دارم، خیلی ارزشمندتر بود که استادی اومده و ساز نویی رو ارائه داده. حالا یا جامعه می‏پذیرش مثل سازهای استاد شجریان، یا جامعه نمی‏پذیره. اما حالا این موضوع تاریخیش یک مقدار کار رو از نظر من سخت می‏کنه. مثلا شما فکر بکنید که حالا چند نفر که تخصصشون موزیکولوژی هست می‏آن و موضوع رو رد می‏کنن و یک مقدار چالش ایجاد می‏شه. من نمی‏تونم قبول کنم، می‏بینم که می‏آن یک چیزهایی ارائه می‏دن که موضوع رو پنجاه-پنجاه می‏کنه.

ببینید، من فکر می‏کنم که ما نباید بگیم چیزی که فکر می‏کنیم تنها ایده‏ست و تنها فکره و درست‏ترینه. من معتقدم باید حقیقت رو بهش گردن نهاد. اگر، به عنوان مثال، شما هفته‏ی آینده بیاین بگین طبق این مدرکی که وجود داره و الان به دست اومده، ساز بربت قدیم ایران، طبق این نوشته، اندازه‏‏هاش این بوده، حتی از این کوچک‏تر بوده یا از این ساز بزرگ‏تر بوده، من باید توانایی و جرات پذیرفتن این رو داشته باشم و بگم بسیار خوب. اگر این اندازه‏هایی که الان شما پیدا کردی، امکان اجرایی بیشتری به من می‏ده، من قبول می‏کنم و می‏رم سراغ اون. چرا؟! چون هم توان اجرایی بیشتری رو به من می‏ده، هم مال منطقه‏ی جغرافیایی ایران امروزیه. اینکه می‏گیم عرب‏ها، خُب قلمرو ایران که به همین محدوده‏ی فعلی نبوده، قسمتی از کشورهای عربی هم متعلق به ایران بوده. این که می‏گیم عرب‏ها، اولا که عرب‏ها خیلی خدمت کردن به این ساز و موسیقی‏شون هم موسیقی بدی نیست. یعنی اینکه می‏گیم که اون‏ها عربیه، ردش نمی‏کنیم، نفی نمی‏کنیم اون‏ها رو. فقط می‏خواهیم که منطقه‏ی جغرافیایی رو بگیم. شما الان یه موسیقی رو می‏شنوین می‏گین این موسیقیِ هنده، مشخص می‏کنین که این موسیقی مال کدوم منطقه‏ی جغرافیاییه. موسیقی ایران هم، ایران فعلی، یه خصوصیاتی داره که مشخص کننده‏ی این منطقه‏ست. اینکه ما می‏گیم که عرب‏ها اضافه کردن، اون‏ها هم یه زمانی جزو ایران بودن. یک منطقه‏ای که الان جدا از ایران هست، اومدن به سلیقه‏ی خودشون تغییراتی روی این ساز دادن. همون طوری که اروپایی‏ها در این ساز تغییراتی دادن. لوت اسمش رو گذاشتن، ولی شما می‏بینید لوت‏های مختلف وجود داره. هر کشوری با سلیقه‏ی خودش اومده، هر دوره‏ای یک تغییراتی دادن، سیم‏هاش رو اضافه کردن، دسته‏اش رو دوتایی کردن. شما الان می‏بینید خیلی جاها، لوتِ دو دسته‏ای هم می‏تونید پیدا بکنید، با سیم‏های مختلف، سایزهای کوچک، سایزهای بزرگ‏تر. در منطقه‏ی ایران شما تویِ نقاشی‏های خیلی قدیمی اگه برید، نمی‏تونید این اندازه‏ی عود رو پیدا بکنید که عود اینقدر کاسه بزرگ داشته باشیم.

 

بهروزی نیا

 

  • این اختلاف رو در کمانچه هم می‏بینیم. اما نمی‏آن بگن این کمانچه، کمانچه‏ی ایرانیه. کمانچه، کمانچه‏ست، حالا مثلا یکی آذری می‏سازه، یه جوره کاسه‏اش. یکی لری می‏سازه، یه جوره. سیستم شناساییش، یه سیستم ثابت داره که حالا همه‏شون یک جوریه که صفحه‏اش پوستیه، با آرشه زده می‏شه. دسته‏اش مثلا حالا دسته‏های بلندتر داره، دسته‏های کوتاه‏تر داره.  

موسیقی آذربایجان هم که شما گفتی، کمانچه‏ی آذری دسته‏اش با کمانچه‏ی ایرانی فرق می‏کنه.

 

  • بله، دقیقا.

سایز دسته‏ی اون‏ها کوتاه‎تر از دسته‏ی کمانچه‏ی ماست و به هر دوتاش هم می‏گن کمانچه. تار آذری، قیافه‏اش با تار ما یکیه، حالت صداش هم تقریبا می‏شه گفت که یکیه، اما این‏ها کاملا با هم متفاوتن. نمی‏دونم، صد در صد نمی‏تونم بگم، شاید طول سیم‏شون هم با همدیگه یکی باشه، با تار ایرانی ولی دو تا شخصیت متفاوت دارن. رِنج (دامنه‏) صوتی‏شون فرق می‏کنه با همدیگه، تکنیک اجرایی‏شون با همدیگه فرق می‏کنه. من خودم یکی از کسانی بودم که عود می‏زدم، به همین سایز. هیچ مخالفتی هم باهاش ندارم. خیلی از هنرجوهای من الان با عود می‏آن سر کلاس. هیچ مخالفتی هم ندارم باهاشون که چرا عود دارین دست‏تون می‏گیرین. اون هم یک سازی‏ست که سالیانِ ساله، مثل کلمات عربی که وارد زبان ما شده و ما الان نمی‏تونیم ازش پرهیز بکنیم، این هم یه سازی‏ست که وارد موسیقی ما شده و قابل استفاده بوده و هست. من خودم خیلی از کارهام رو با عود اجرا کردم، با عود کاسه بزرگ اجرا کردم و خیلی هم صداش رو دوست داشتم. همون طور که گفتم عود نریمان داشتم، الان هم دارم. کارهای «بربت» و «کوهستان» رو با عود اجرا کردم، هیچ مخالفتی هم ندارم. حتی من خودم با عود (بربت) 5 سیمه می‏زنم، بعضی هنرجوهای من دوست دارن یه سیم بم هم اضافه بکنن. من اضافه نکردم ولی مشکلی هم ندارم اونا اضافه بکنن، سلیقه‏ایه.

 

تکنوازی بربت حسین بهروزی‏نیا را در قطعه‏‏ی «شیرینم سبزه» از آلبوم «کوهستان» بشنوید.

 

برای اینکه این دو تا رو از هم تشخیص بدیم، این سازی که عوده رو الان من به عنوان عود کاسه بزرگ می‏گم و کاسه کوچکه رو بربت می‏گم. ببینید من فکر می‏کنم اگر دو-سه نفر در یه کلاسی نشستن، اسم همه‏شون هم، هر سه نفر هم مثلا فرض بکنید که علی هست، اگه معلم بخواد بگه علی و منظورش یه علی خاصی باشه، فامیلیشرو هم می‏گه که مثلا علیِ فلانی، که بدونه کدوم علی رو داری صدا می‏کنی. در ایران هم الان دو دسته هستن که روی این ساز دارن کار می‏کنن. یکی همون عود کاسه بزرگ هست، یکی عودی‏ست که یه دسته‏ی بلندتر داره. من خودم به شخصه، برای اینکه این‏ها رو از همدیگه تفکیک بکنم، می‏گم خیلی خُب، از دیدِ من این سازی‏ست که عرب‏ها درست کردند و اسمش رو همه جای دنیا عود می‏شناسن، خُب من اسمش رو عود صدا می‏کنم. این کاسه کوچکتره رو که ما از قدیم هم اسم بربت رو داشتیم و معتقدم که بربت ایران باید کاسه‏اش کوچکتر می‏بوده، من بربت صداش می‏کنم و این فقط برای شناساییه. نه اینکه تعصب خاصی باشه، بگم من عود قبول ندارم، عود نمی‏زنم یا الانم که شما می‏بینی می‏گم عود با کاسه‏ی بزرگتر و هدف اینه که ما بتونیم اجرا بکنیم روی این ساز. خُب، من با دسته‏ی بلندتر امکانات اجرایی بیشتری دارم که یه نوازنده‏ی عود نمی‏تونه اون نت‏ها رو اجرا بکنه. یه نت بیشتر داره، یکی دو تا نت بیشتر داره، اون هم روی هر سیم. یعنی باید در نظر بگیرید که روی هر سیم ما یکی دو تا نت اضافه‏تر داریم، پس ما یه پوزیشن بیشتری برای اجرا می‏تونیم داشته باشیم. چون امکان اجرایی بیشتری به ما می‏ده و چون فکر می‏کنیم که احتمالا ساز قدیمی ایران تقریبا این اندازه بوده، خُب گرایش ما بیشتر به اینه. اگر همین طور که گفتم در آینده مشخص بشه که نه، این اندازه نبوده، یکی بیاد بگه نه آقا، همون عودی که الان شما دارید، عود کاسه بزرگ، این اندازه بوده، باید عوض بشه.

 

بربت دسته بلند

بربت با کاسه‏ی کوچکتر و دسته‏ی بلندتر

 

بربت متداول

بربت متداول

 

  • این روایت هست که از دوران عبدالقادر مراغه‏ای، که شما قطعا می‏دونید ولی شاید خوانندگان ما این رو ندونند که عبدالقادر مراغه‏ای ایرانی بوده حالا فقط اسمش مثل ابوعلی‏سینا عربیه، که حالا هفتصد سال ازش گذشته، این اندازه‏ها تثبیت شده بوده و حتی تعداد سیم‏ها رو هم عبدالقادر رسونده بوده به این پنج سیمی که ما استفاده می‎کنیم. فکر نمی‏کنید که در واقع ما یه ضربه‏ای به اون حرکت عبدالقادر می‏زنیم اگر بیایم بگیم که این عودی که عبدالقادر درست کرده مربوط به عرب‏هاست و ما یه عودی درست می‏کنیم که ...

چه سندی هست که ساز این اندازه بوده؟

 

  • عبدالقادر مراغه‏ای اندازه‏های دقیقی داره.

برای کاسه؟

 

  • برای همه چی. یعنی عبدالقادر مراغه‏ای، یا حتی فارابی دقیقا برای طول دسته اندازه داده. خُب وقتی طول دسته رو به شما بده، طول سیم رو به شما بده، میزان کشیدگی مشخص می‏شه. کسانی که روی فیزیک صوت کار می‏کردن طول دقیق اون رو دادن. از روی فاصله‏ی شیطونک و سیم‏گیر می‎شه در واقع این‏ها رو حساب کرد. خُب عکس‏هایی هم هست که من قطعا براتون می‏فرستم. مثلا از دوره‏ی صفوی، آثارش هست که دقیقا کاسه‏ها...

میون کلام شما، من توی اصفهان یه سفری رفته بودم، نمی‏دونم یک جای خیلی تاریخی بود که همه نمی‏تونستن وارد اون محدوده‏اش بشن. ما چون برای کنسرت رفته بودیم، خُب ما رو راه دادن و اونجا رفتیم. من نقاشی‏های سقفش رو که نگاه می‏کردم، حالا اگه شما هم یه روزی تونستین برین، می‏تونین برین اونجا رو ببینین، وقتی سقفش رو نگاه می‏کردم، چشم من گرفت به یک نقاشی عود و اونجا دیدم که کاسه‏ی ساز رو کوچک کشیده. حالا نمی‏دونم که متعلق به چه دوره‏ایه ولی خیلی قدیمی هست و اتفاقا من خیلی جذب اون نقاشی شدم. ولی اینایی که شما می‏گی مال هفتصد سال قبله. بربت تاریخی خیلی بیشتر از اینا داره. الان آقای ناظم‏پور که هنرجوی من بودن، ایشون کتابی نوشتن که تاریخچه‏ی پنج هزار ساله‏ی عود می‏گن، حالا تا چه حدش ما می‏تونیم بگیم مستند هست، واقعا نمی‏دونم ولی تاریخچه‏اش بیشتر از هفتصد سال هست.

 

  • بله، اما خُب تا اونجا حرکت کرده دیگه. یعنی اون تکاملی که در یک ساز باید انجام بشه در خود ایرانی‏ها تا عبدالقادر اومده، تا زریاب اومده. وگرنه من خودم خیلی دوست دارم که در ساز تغییر ایجاد بشه. اما اینی که حس کنم شاید ما خودمون این تغییرات رو انجام دادیم و می‏خوایم بندازیم گردن عرب‏ها یک مقدار کار رو برای منِ هنرجو سخت می‏کنه. که نکنه مثلا عبدالقادر یا زریاب این تغییر رو انجام دادن، حالا ما بیایم بگیم نه، این کارِ او‏ن‏ها نیست و عرب‏ها انجام دادن. خُب، این در واقع کمکی بوده که دانشمندانِ ایرانی، به فرهنگ ما کردن. این ساز که مال اون‏ها نیست. شاید ایرانی‏ها اومدن تصمیم گرفتن بزرگ‏تر باشه یا سیمی اضافه بشه یا نشه.

بله. همین‏ طور که الان صحبت کردیم ما نمی‏دونیم واقعا چه اتفاقی افتاده در این ساز. چیزی که مسلمه این ساز تغییراتی روش انجام شده. در هر کشوری رفته یه تغییری کرده. حالا کشور نه، هر منطقه‏ی جغرافیایی. الان شما می‏بینید تُرک‏ها دوست داشتن یه سیم از پایین اضافه کردن، عرب‏ها یه سیم بم اضافه کردن. خُب اون خواسته‏ی ایرانی‏ها نبوده، توی رِنج صداییِ موسیقی ما اصلا اون قدر صدای بِیس وجود نداره. شما برو نگاه بکن، صداهایی رو که، اصواتی که توی موسیقی ما استفاده می‏شده و داره می‏شه، حداقل الان این روزها می‏بینیم. سنتور رِنج صدایی‏اش مشخص هست، نی هست، کمانچه هست، سه‏تار هست، هیچ وقت ما اونقدر بِیس و صدای بم در موسیقی‏مون نداشتیم. درسته سیم خوش صداییه، نت خوش صداییه، ما می‏تونیم بزنیم، ولی آیا برای کمانچه یا مثلا حتی برای ویولن نمی‏تونن یه سیم دیگه اضافه کنن؟ خیلی به راحتی می‏تونن یه شیار ایجاد بکنن، یه سیم اضافه‏تر هم برای ویولن درست کنن، اصلا کاری نداره.

 

  • این کار رو در گذشته می‏کردن اصلا، ویولن پنج سیمه داشتیم.

ولی الان نیازش حس نمی‏شه. به یک جایی رسیده که می‏گن آقا، این تعداد استاندارده. بله می‏شه الان دو تا سیم دیگه هم به این ساز اضافه کرد. شما باید بتونین با همون پنج تا سیمی که دارین بزنین. اصلا عود قدیمِ قدیم که سه تا سیم داشته. یا سه‏تار، قبلا بهش می‏گفتن سه‏تار، یعنی سه تا سیم داشته فقط، بعد سیم چهارمی هم اضافه می‏شه، بعد سیم پنجمی هم به عنوان سیم واخوان اضافه می‏شه. خُب حالا اومدن عرب‏ها دوباره یه سیم بم اضافه کردن، تُرک‏ها اومدن گفتن خُب ما هم یه سیم پایین اضافه می‏کنیم. هر منطقه‏ی جغرافیایی اومده تغییراتی روی این ساز داده. در هر صورت همون طور که شما هم می‏دونین تغییرات ساختمانی روی این ساز ایجاد شده. تا به یه جایی که به قول شما در یه استانداردی الان تثبیت شده. خیلی از کشورهای دنیا الان دارن این اندازه رو استفاده می‏کنن. کاری که آقای قنبری کرده، فکر کرده که این ساز، اندازه‏ی کوچک‏ترش در محدوده‏ی جغرافیایی ایران وجود داشته و یه نمونه از اون رو ساخته.

 

  • این موضوع صرفا نفی نمی‏کنه که شاید اون اندازه‏های بربت با کاسه‏ی بزرگ‏تر هم مال ما بوده. آیا به نظر شما نفی می‏کنه که احتمال داره اون هم از ما به نزد اعراب رفته باشه، با اون ابعاد و اون‏ها دارن می‏زنن؟!

من اینطور فکر نمی‏کنم. برای اینکه همون طور که آقای قنبری هم گفتن هنرمندی که توی این منطقه زندگی می‏کرده به ظرایف خیلی توجه داشته. نمی‏تونسته ساز ظریفش رو تبدیل به یه ساز زمختی بکنه. بیشتر می‏رفتن توی ظرافت. یعنی ممکن بوده که کوچکترش بکنن، ولی بزرگترش نمی‏کردن این ساز رو. یعنی به ظریفکاری بیشتر توجه می‏کردن. شما الان همون سازی که آقای قنبری‏مهر ساختن، همین بربت رو یا حتی عودهایی که خود آقای قنبری‏مهر ساختن نگاه بکنین، می‏بینین چقدر ظریف‏کاری توی این ساز استفاده شده، ایشون کار کرده روش، یعنی به ظرایف توجه داشتن، تمام رشته‏های هنری‎مون همین جوری بوده. هیچ وقت یه هنرمند ایرانی دنبال درشت‏نمایی نبوده.

 

تک‏نوازی بربتِ حسین بهروزی‏نیا را در آلبوم «سفر به دیگر سو» از آثار مشترک گروه دستان و شهرام ناظری بشنوید.

 

  • استاد یک مساله‏ی قابل توجه دیگری هم هست. هر چی صدا بم‏تر می‏شه، کاسه‏ی ساز بزرگ‏تر. مثل خانواده‏ی ویولن، از ویولن به آلتو که می‏رسیم کاسه بزرگ‏تر می‏شه، ویولن سل بزرگ‏تر و کنترباس بزرگ‏تر. می‏گن نکنه اون‏هایی که این تغییرات رو دادن، چون استاد فیزیک بودن به این نکته توجه کردن که چنین سازهایی که صدای بم دارن، کاسه‏اش باید نسبت به سازهای دیگه‏ی ما مثل سه‏تار، دوتار یا مثلا تنبور بزرگ‏تر باشه. در این مورد نظر شما چی هست که شاید زمختی مَدِ نظرشون نبوده، بلکه بمی صدا و کاسه‏ی بزرگ‏تر مورد نظرشون بوده.

بله، الان من این رو توضیح می‏دم. شما وقتی ویلن دارین و تغییرش می‏دین به ویولن آلتو، یه رِنج صدایی دیگری می‏خواین ازش بگیرین، یعنی صدای بم‏تری می‏خواین ازش بگیرین. اونجا همه چی با هم تغییر پیدا می‏کنه. یعنی دسته‏ی ساز تغییر پیدا می‏کنه، اون جور نیست که فقط کاسه‏ی ساز عوض شده باشه. دسته‏ی ساز هم بزرگ‏تر می‏شه، نوع سیمش هم عوض می‏شه. می‏ره یه رِنج بالاتر، بم‏تر، ویولن سل استفاده می‏کنیم، بعد کنترباس. این‏ها همه چی با هم دیگه اضافه می‏شه. این جوری نیست که شما طول سیم رو داری، بگی خیلی خُب، اگه من سازم کوچیکه، حالا کاسه رو بزرگ‏تر می‏کنم که بِیس بیشتری بگیرم. این ایجاد صدای بم بیشتری نمی‏کنه. شما الان همین ساز بربتی که آقای قنبری‏ ساخته یا افراد دیگه دارن می‏سازن، نگاه کن. صدابردارها در سالن برای کنترل بِیسی که ساز من داره عاجز هستن. یعنی عود در واقع در مقابل بِیس ساز بربت ضعیف‏تره. مگر اینکه ساز بخواد سیم بم‏تر استفاده کنه که صدای بم‏تری ازش بگیره. ولی خود ساختمان فیزیکی این ساز از نظر بِیس کمبودی نداره، که ما بگیم حالا ما می‏خوایم بِیس بیشتری بگیریم پس بیایم ساختمانش رو عوض کنیم. اگر عوض کردیم شما باید اگه کاسه رو بزرگ‏تر می‏کنین، دسته‏اش رو هم بلندتر بکنین. نمی‏تونی کاسه رو بزرگ‏تر بکنی در مقابلش دسته رو کوتاه‏تر بکنی. یعنی امکانات اجرایی‏اش رو کمتر کردی، چون طول سیم که حفظ شده، همونه، کاسه رو بزرگ‏تر کردیم. پس من فکر می‏کنم، آقای قنبری هم این جوری فکر کردن، امکان نداشته که ساز کوچک‏تر باشه و هنرمند ایرانی، ساز‏سازه ایرانی اومده کار کرده و یه ساز بزرگ‏تری ساخته، با همون رِنج صدایی. شاید توی کاسه‏ی بزرگ‏تر چون اون تو همهمه‏ی بیشتریه، صدا می‏پیچه. یعنی دنبال اِکوی بیشتری شاید بودن که اون ساز کوچک‏تر اون اِکو رو براشون نداشته. طنین بیشتری می‏خواستن، کاسه رو بزرگ‏تر کردن که صدا بیشتر اون تو پیچش داشته باشه و طنین بیشتری ازش بگیرن، شاید علت به این صورت بوده.   

 

  • استاد من خیلی تشکر می‏کنم از شما، یه سوال دیگه...

من یه چیزی دیگه رو هم بگم، همون طور که تو اون صحبت‏‏مون گفتم، هیچ چیزی رو من قاطع خودم نمی‏گم. یعنی این نیست که من بگم بله، ساز ایرانی این بوده والسلام تمام. نه، هر اندیشه‏ای ممکنه بیاد، هر مدرک و سندی بیاد بگه آقا، این ساز ایرانی تکمیل‏تر از این بوده و اندازه‏اش هم یک اندازه‏ی دیگری بوده و ما باید جرات پذیرشش رو داشته باشیم.

 

بهروزی نیا

 

به نوای بربت حسین بهروزی‏نیا در قطعه‏‏ی «روز» از آلبوم «از سنگ تا الماس» گوش دهید.

  

  • استاد خیلی ممنونم از محبت‏تون، یه سوالی در مورد وبلاگ خودم می‏خوام ازتون بپرسم، شما «بربت‏نواز» رو می‏خونید؟!

گهگداری، بله. بله. 

 

  • چه پیشنهادی دارید، چه نظری دارید برای من و دوستانم که اونجا فعالیت می‏کنند که بتونیم بهتر کار کنیم و در راستای این باشه که بتونیم خدمتی به بربت‏نوازی ایران بکنیم.

البته ببینید این که شما یه وب‏سایتی، وبلاگی راه انداختید، خیلی خیلی خوبه. یه جایی‏ست که کسانی که دست به این ساز دارن، می‏تونن هرازگاهی یه نگاهی بکنن ببینن مطلب جدید چی هست. شاید بهروزی‏نیا یه چیزی گفته، آقای پژوهشگر یه چیزی گفته، آقای فیروزی، آقای نریمان حرف‏هایی دارن، خُب گفتنی‏ها رو توی این وبلاگ‏ها می‏شه شنید. ولی همین طور که شما بین سوالات‏تون گفتین، ایجاد دو دستگی خیلی صدمه می‏زنه به موسیقی. منظورم اینه که مثلا فرض کنید، من در زمان هنرستان، کلاس تنبک هم می‏رفتم، خُب روش آقای اسماعیلی رو ما در هنرستان می‏زدیم. اگر کسی هنرجوی آقای رجبی بود، دو دستگی بود، انگار که یه جنگی این وسط بود. در صورتی که همه نوازنده بودیم. داریم کار می‏کنیم، چرا باید جنگی وجود داشته باشه؟ تو این وبلاگ‏ها و این وب‏سایت‏های مختلف، متاسفانه یه جوری شده که اون کسانی که طرفدار این نوع سبک هستن با اون وری‏ها انگار که نیزه‏ای روبه‏روی همدیگه گرفتن. نمی‏دونن که بابا، اگه وبلاگی هست، برای جمع کردن ماست دور همدیگه، نه برای جدا کردن ما. یه پاتوقی‏ست که ما دور هم جمع بشیم، حرف‏هامون رو بزنیم، سلام علیک کنیم، از اتفاق‏هایی که جدید افتاده و کنسرت‏هامون باخبر بشیم، از همدیگه حمایت کنیم. هُل بدیم دیگری رو ببریمش بالاتر، نه اینکه بکوبونیم، بِکِشیمش پایین‏تر. در عین حال که بله، اختلاف نظر هم هست، همون جا هم می‏شه اعلام کرد. ما باید توی این وبلاگ‏ها مد نظرمون این باشه که با هم دیگه یکی باشیم. نظرات‏شون رو بگن، خیلی با احترام، با نظر خوب. خُب، دو تا برادر هم با هم اختلاف نظر دارن. اگه قرار باشه در یه وبلاگی، یکی بیاد به من توهین بکنه، یکی به آقای نریمان توهین بکنه، خُب دیگه برای یک جوونی که می‏خواد شروع بکنه بره بالاتر، برای اون انگیزه‏ای نمی‏مونه. می‏بینه خُب در آینده به اون هم توهین خواهد شد. من اگه بیست و چند سال کار کردم روی این ساز، حداقل توی این بیست و پنج-شش سال گذشته خیلی فعالیت داشتم، اگه قرار باشه که امروز مثلا در یک وبلاگی ببینم یه هنرجوی تازه‏یِ موسیقی که معلوم نیست چند وقته دست به ساز داره و کی شروع کرده، فقط یه ماجراهایی رو می‏شنوه دورادور، بیاد بگه، بله، می‏خواید بیاید نگاه کنید ببینید که آقای بهروزی‏نیا فلان جا رو مثلا، بهتون نشون بدم که خارج زده! کسانی که یه همچین چیزی رو نوشتن، حالا اگر که شما بنویسین، حتما می‏خونن، اولا که من هنرجوی هنرستان موسیقی بودم و سُلفژ تئوری رو، دیکته‏ی موسیقی رو، دیکته‏ی موسیقیِ سه چهار صدایی رو ما می‏نوشتیم. غیر از اون در رشته‏ی خودم، رشته‏ی کاری خودم، در طول سال‏هایی که کار موسیقی کردم، حداقل به عنوان یک موزیسینی که گوش خوبی داره، شناخته شدم. نه تنها در نوازندگی، در نظارت ضبط کارهای مختلف هم من ناظر ضبط بودم به خاطر گوش دقیقی که داشتم. در عین حال هیچ اشکالی هم نداره، شما الان روی صحنه هستین، یه جایی هم دستت بلغزه، اشتباه بزنی. خلاصه انسانه دیگه، پوست و گوشت و استخوانه، یه ذره اون ور بشه، آیا این چیزی رو رد می‏کنه؟ آیا از ارزش‎های کسی کم می‏کنه؟ باید بگین بهروزی‏نیا توی این بیست و پنج سال-سی سال چی کار کرده؟ اون‏ها رو بهش توجه داشته باشین. به جای اینکه بریم دنبال ضعف‏های دیگری و بگیم این ضعف‏ها رو داره، بریم دنبال نکات مثبتش و اون‏ها رو رو بکنیم. من از شما حمایت بکنم، دیگران از ما که یک تیم هستیم. هدف این سازه، هدف فقط این سازه. هدف این نیست که بهروزی‏نیا مطرح باشه، آقای نریمان مطرح باشه، آقای پژوهشگر یا آقای فیروزی مطرح باشه. هدف اگه فرد باشه به هیچ جا نمی‏رسیم. هدف باید فقط و فقط پیشرفت این ساز، به خصوص در موسیقی ما باشه.

 

همراهی بربتِ حسین بهروزی‏نیا را با پژمان حدادی در«آهنگ سکوت» از آلبوم «وجد» بشنوید.

 

  • من خیلی خیلی تشکر می‏کنم که وقت عزیزتون رو به من دادین و اگر مطلب آخری مونده بفرمایین.

از شما هم تشکر می‏کنم، خیلی خوشحالم که شما رو دیدم اینجا و فرصتی شد که با هم صحبت بکنیم. تنها آرزویی که دارم اینه که ببینم روز‏ی جوون‏ها، شما و دیگران، بهتر از خودِ من روی صحنه دارن هنرنمایی می‏کنن. آثارشون رو ببینم که چندین پله بهتر از منه. یعنی اگه نبینم اون روز رو انگار که من هیچ تلاشی توی زندگیم نکردم.

 

  • ایشالا همیشه سلامت باشین و پایدار.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 23:6  توسط بربت نواز  |